Skip to main content

مصاحبه استاد محمد علی طاهری در خصوص انتقادات صورت گرفته از عرفان حلقه (عرفان کیهانی)


Published April 1, 20010


مصاحبه استاد محمد علی طاهری در خصوص انتقادات صورت گرفته از عرفان حلقه (عرفان کیهانی)


Language Persian

Notes

متن مصاحبه ي منتشر نشده از استاد محمد علي طاهري

به دليل تبديل گويش محاوره به مکتوب و به هدف وضوح بيشتر مطالب ، در متن ذيل جملات ويرايش شده و گاه مبسوط ارائه شده است که مسئوليت آن به عهده ي ماست. بنابراين تنها صداي استاد قابل استناد مي باشد.


بخش 1



§ ، شما بنيانگذار يک مکتب عرفاني هستيد به نام مکتب عرفان کيهاني يا عرفان حلقه . اين سوأل پيش مي آيد ، چه ضرورتي دارد نام گذاري جديدي براي اين عرفان ؟



استاد طاهري : بسم الله الرحمن الرحيم

نام گذاري عرفان حلقه چند دليل دارد . اول اين که منظر ما در اين مکتب عرفاني استفاده عملي از حلقه هاي رحمانيت عام الهي است . بديهي است يک موضوع را مي توان از منظر هاي گوناگون مورد بررسي قرار داد . وقتي از اين منظر به اين عرفان مي نگريم ، به جزئياتي برمي خوريم که شايد پيش از اين از نظر دور مانده بود . اما با بررسي هاي بيشتربا آن چه وجود داشته است، تناقضي پيش نمي آيد. حتي با بررسي هاي دقيق تربه تاييد هايي نيز بر مي خوريم که نشانگر يکساني عرفان کيهاني با آموزه هاي قبلي است و تنها منظرما عوض شده است. بديهي است در عرفان با حقيقت سر و کار داريم و نگرش به حقيقت از منظرهاي گوناگون محدوديتي ندارد . پس نفس نام جديد نمي تواند مشکل آفرين باشد، به ويژه که هيچ گونه تناقض و تضادي وجود ندارد.

نکته دوم اين که ، در قالب اين عرفان براي همه انسان ها پيام داريم و قصد معرفي اين عرفان به همه جهانيان را داريم . اين معرفي جهاني مي تواند به عنوان شاخصه فرهنگي براي ايران در ميان تمام تمدن ها کسب آبرو و عظمت مي کند.

عرفان حلقه ازاين منظرمي تواند چنين وظيفه اي را برعهده گيرد. بنابر اين وجود يک نام مستقل نشانگر آن است که در اين عرفان منظر خاصي مورد نظر است .يعني استفاده ي عملي از حلقه هاي رحمانيت عام الهي يا همان صفت رحمان. نکته ي مهم اين است که افراد با فرهنگ و زبان مختلف ابتدا با يک نام روبرو مي شوند. نام جديد سبب مي شود افراد پيش از هرگونه پيش داوري و قضاوتي ابتدا جلب آموزه هاي آن شوند وتمايل پيدا مي کنند به محتويات آن دسترسي يابند .پيش از آن که نام شناخته شده مانعي براي ورود به شناسايي آن شود انگيزه ي کافي براي جستجو و تحقيق خواهند داشت .

اما اگر نام عرفان اسلامي وشيعي بر آن گذاشته شود ممکن است افراد از بررسي ومطالعه برآن اجتناب کنند. به دليل سم پاشي هايي که در دنيا وجود دارد . ولي وجود يک نام مستقل باعث مي شود ابتدا مطالعه و بررسي کنند و نحوه استفاده عملي از آن را تجربه کنند و بعد از آن با مباني آن آشنا شوند .



§ پس دليل اوليه رفع نوعي دافعه بوده است!

§ استاد طاهري: بله رفع دافعه و تاکيد بر اين که اين عرفان از منظري ديگر قصد شناخت دارد

§ خود اين نام گذاري دافعه ايجاد نمي کند براي يک عده ي ديگر ؟

استاد طاهري : اگر فرصت داده شود ما موضوع را شفاف کنيم ، وافراد بي طرفانه به قضاوت بنشينند ، همه متوجه مي شوند اين نام صرفا به يک منظر اشاره دارد . اساسا هر موضوعي مي تواند از منظرهاي گوناگون مد نظر قرار بگيرد و بايد آن چارچوب و آن منظر نام خاصي داشته باشد تا مخاطبان بدانند از چه زاويه اي به اين موضوع مي نگرند . نام گذاري جديد و طرح منظرهاي مختلف براي يک جريان بزرگي مانند جريان عرفان اسلامي نمي تواند اشکالي ايجاد کند . آيندگان بايد از منظرهاي جديدي به عرفان نزديک شوند ، چون عظمت مسأله بسيار زياد است .

در بدو امر کساني که آشنا نيستند ممکن است اين را اشکال وعيب بشمارند که البته اميدواريم با روشن شدن موضوع رفع شبهه بشود .



§ خود اين ابداع نام جديد دست و پا گير نمي شود ، وقتي شباهت ايجاد کند با عرفان هاي وارداتي ؟



استاد طاهري : فعاليت ما عمدتا فرهنگي است ؛ با آسيب شناسي هاي فرهنگي جامعه و بيماري هاي فرهنگي جامعه سر و کار داريم . لازم است سنت شکني شود و با اين بيماري ها برخورد شود . بايد مردم از عادت هاي گذشته مقداري فاصله بگيرند و ببينند موضوع چيست ؟ قبل از پيش داوري ، تحقيق و بررسي کنند و صرفا به پيش فرض ها و دانسته هاي خود اکتفا نکنند . بنابراين طبيعي است ما ضربه ناشي از اين بيماري فرهنگي را بخوريم و افراد خودشان مطالعه نکرده رأسا پيش داوري کنند و هر کس از حلقه يک تصوري کند در حالي که منظور ما از حلقه ، حلقه هاي رحمانيت عام الهي است . يعني ما معرف حلقه هاي رحمت الهي هستيم ، والسلام . يعني تخصص ما فقط در اين زمينه است . ما وارد هيچ حيطه ديگري نخواهيم شد و کار ما به صورت تخصصي معرفي اين مفهوم است . حالا ممکن است افراد جامعه هر کدام يک برداشتي بکنند که البته متوجه اشتباه خودشان خواهند شد . موضوع ديگر عنوان عرفان وارداتي است . مکتب عرفان حلقه جرياني در مقابل عرفان هاي وارداتي است. ما تحت تأثير القاء فرهنگي هستيم و ديگران عرفان هاي مختلف خود را به اين مملکت صادر مي کنند . از عرفان هاي سرخ پوستي – تبت – چين – ژاپن – هند گرفته تا جاهاي ديگر ما را تحت القاي فرهنگي قرار داده اند و اين گونه به ما القاء مي کنند که ما هنوزخيلي از مفاهيم اوليه عرفان را نمي دانيد .جريان عرفان حلقه مي خواهد بگويد در ايران هم چارچوب فکري در زمينه عرفان از منظرهاي مختلف وجود دارد فقط خوب معرفي نشده است . بنابراين ورود ما به عرصه معرفي عرفان حلقه ، مشارکت در مبارزه عليه اين القاء فرهنگي و خريدن آبروي چند هزار ساله فرهنگ توحيدي در اين مرز و بوم است .







بخش 2



§ منبع شما براي ارائه اين عرفان کجا بوده است ؟



استاد طاهري : ما يک دريافت حصولي داريم ، يک دريافت شهودي ؛ خيلي از مطالب را مي خوانيم که خواندن آن مطلب کافي نيست . لازم است کشف رمز شود . در واقع فهم موضوع حلقه ها و امکان استفاده ي عملي از اين حلقه ها مبتني بر کشف رمز است . در حال حاضر عرفان حلقه مشغول معرفي و بهره برداري از اين کشف رمز هاست. به عبارت ديگر بسياري از مباحث عرفان حلقه، تعمق در يافته هاي پيشين و کشف رمز از دانسته هاي مسلم است . بدون آن که قصد رد آن ها را داشته باشد در تاييد همان مطالب وارد جزئيات شده وقادر است اين جزئيات را در بوته ي آزمايش قرار دهد وبه تجربه در آورد و در عمل کارايي آن را نشان دهد.

پس در واقع منبع شما الهام است!

استاد طاهري : کشفي است که بر روي مطالب گذشته انجام شده است. نه اين که از صفر شروع شده باشد و بدون هيچ سابقه اي ابداعي صورت گرفته باشد . مطالبي وجود داشته و اين بارجزئيات آن مورد بازبيني واکتشاف قرار گرفته و کشف رمز شده است. کشف دو گونه است : کشف تجربي و کشف الهامي!

§ چه ضمانتي وجود دارد که اين کشف رمزها درست باشد ؟



استاد طاهري : به طور کلي الهام ها مي تواند با اصطلاحي کهه تعريف مي کنيم ،از شبکه ي مثبت يا از شبکه منفي باشد . يعني دريافت ها ، مي توانند رحماني باشد و شيطاني . مي تواند در زمينه عرفان کمال باشند و يا در زمينه عرفان قدرت . عرفان کمال به اين موضوع مي پردازد که ما از کجا آمده ايم ؟چرا آمده ايم ؟ کجا مي خواهيم برويم ؟ و بايافتن پاسخ اين پرسش ها براي ما ايجاد کمال کند.اما عرفان قدرت مي خواهد براي ما ايجاد قدرت کند . به ما نحوه اي از تسلط و برتري بدهد مثل خواندن فکر ديگران ، ديدن آينده و امثال اين ها که در واقع براي فرد قدرت مي آورد و توان برتري و تسلط پيدا کردن بر ديگران را مي دهد . در عرفان حلقه براي فهم اين موضوع که هرکدام از اين دريافت ها از کدام شبکه است ، پس از تحقيقاتت طولاني، ملاک هاي روشني بنا نهاده شده تا تعيين کند کدام يک از دريافت هاي ما رحماني است و کدام يک شيطاني ؟ چه آگاهي هايي در جهت کمال است وچه آگاهي هايي در جهت قدرت ؟

لذا هيچ اثري ازعرفان قدرت درمباني عرفان حلقه وجود ندارد. نه تنها اثري نيست بلکه عرفان حلقه از آن امتناع مي کند . هر کس موظف است با ملاک هاي تعيين شده دريافت هاي خود را تحت کنترل قرار دهد و اگر دريافت شيطاني يا قدرتي بود آن را بشناسد و از آن دوري کند . ما نيزبه طور مستمر و مرتب د رحال کنترل هستيم تا آگاهي ها از بخش مثبت باشد.





سوال : يک دسته از الهام ها طوري است که فقط خود فرد مي تواند از آن بهره ببرد و دسته ي ديگر اين ويژگي رادارد که ديگران هم مي توانند از آن بهره ببرند. آيا ز نظر شما اين دوقابل تفکيک است؟

استاد طاهري: از آن جا دريافت هاي رحماني والهامات شبکه مثبت در جهت ارتقاء بشر است ، احتکارومخفي کردن آن و امتناع از اين که ديگران از ان بهره مند شوند, از نظر ما مورد مزمت است . آگاهي هاي رحماني و اطلاعات کمال حتما بايد افشا شود و بايد در اختيار ديگران قرار گيرد تا همه از آن استفاده کنند ؛ زيرا اين اگاهي ها براي ارتقاي بشر است . اما آگاهي هاي فردي که در جهت منافع افراد است محل اشکال خواهد بود اگر آگاهي براي کسي بيآد وبه او گفته شود که اين ها را به کسي نگو ، اين جاي سوأل است . از آموزه هاي عرفان حلقه درمي يابيم چنين دريافت هايي شيطاني است زيرا اگر اين اطلاعات به درد بخور باشد بايد افشا شود و ديگران هم از آن بهره مند شوند . اصولا رشد بشر از کجا حاصل شده است و پايه علوم چيست ؟ پايه تمام علوم الهام است . اگر الهامي زير سوأل نباشد دليلي بر مخفي نگاه داشتن آن نيست .

آموزه­هاي شبکه منفي فقط در راستاي قدرت پروري است و شباهت آن به آگاهي هاي مثبت انسان را به انحراف مي­کشد. خلأ کنوني در تفکيک آگاهي هاي شبکه مثبت و منفي و اين که ملاکي براي تمييز الهامات خير از الهامات شر وجود ندارد منشا مشکلات شده است. عرفان کيهاني اين ملاک ها را ارائه مي دهد.



§ پس اين مجوزي است براي همه که هر چه دريافت داشتند بيان کنند ؟



استاد طاهري : قرن حاضر ، قرن رويارويي انديشه هاست . قرني است که هر کسي در تمام دنيا با درست کردن يک سايتي ، وبلاگي بگويد من اينجوري انديشه مي کنم ؛ مثل يک بازار بزرگ که در آن انديشه هاي مختلف عرضه مي شود . هر انديشه اي عرضه شود که همه فورا به سمتش نمي آيند . در واقع هر انديشه اي چالش هاي بسيار زيادي را پشت سر مي گذارد و مردم با وقت بسيار کمي که دارند ، اين گونه نيست که هر کسي گفت من انديشه اي دارم والهامي دارم فورا همه دورش جمع شوند و بگويند احسنت ! در واقع اين انديشه بايد از فيلترهاي متعددي عبور بکند و حقانيت خودش را ثابت کند به اين سادگي نيست . کارآيي خودش را بايد ثابت بکند حالا اين انديشه در هر زمينه اي که باشد بايد چالش هاي متعددي را پشت بگذارد . اگر بشر بخواهد در مسير پيشرفت قرار گيرد بايد به انديشه ها توجه کنند يعني تکامل يک راه دارد و آن آزادي انديشه است . هر کسي انديشه اي دارد عرضه کند و کارآيي اش را ثابت کند . و البته اين تعامل اکنون در حال وقوع است و رو به گسترده شدن . هر کسي فکر مي کند انديشه اش به درد ديگران مي خورد انديشه خود را عرضه مي کند و دارد به سمت و وضعيتي مي رود که عرضه انديشه ساده و ساده تر مي شود .يک زماني مي رسد که ديگر نمي شود براي ديگران تععين تکليف کرد که اين را بگو و آن را نگو!خواه ناخواه همه ي نظر ها مطرح مي شود. اما اين که مورد استقبال و توجه قرار بگيرد بايد چالش هاي بسيار زيادي را پشت سر بگذارد . صرف اين که کسي ادعا کند که الهام دارد مورد پذيرش نخواهد بود . چه اين الهامات در زمينه ي شعر باشد چه موسيقي و چه زمينه هاي معرفتي.



بخش 3



§ جريان هايي که شما به عنوان عرفان هاي وارداتي از آن ها ياد مي کنيد هم همين تبليغات و جذابيت ها را دارند . توده مردم هم ملاک هاي دقيقي براي شناسايي و تمييز حق از باطل ندارند . با وجود رسانه اينترنت و ماهواره وقتي تبليغ وسيعي مي شود اين تبديل به يک جريان پذيرفته شده مي گردد .

استاد طاهري: از آسيب شناسي هاي فكري وفرهنگي، يكي اين است كه چون ما تعريف دقيقي نداريم , راه براي پذيرش هر جريان فرهنگي باز است . اين جريان ها مطلبي براي عرضه دارند . نه اين که هيچ چيزي براي عرضه ندارند ومورد استقبال هم قرار مي گيرند . براي عرضه چيزي دارند اما متأسفانه ما تعريف دقيقي از مقولات مختلف نداريم , براي مثال ما تعريفي از عرفان نداريم .اين كه عرفان چيست وشبه عرفان كدام است ؟هيچ تعريف دقيقي از اصطلاح شبه عرفان كه به كار برده ميشود وجود ندارد .لذا هر جا يك كار خارق العاده اي ببينند ، تحت نام عرفان جذب آن مي شوند. وقتي نامي از عرفان به ميان مي آيد ،حتماً عرضه هم به دنبال آن هست امّا مردم نمي دانند از عرفان چه مي خواهند.از عرفان كمال مي خواهند يا قدرت ؟ اين ها همه با هم مخلوط است .هر چه عرضه مي شود ودر آن قابليت ماورايي يا متافيزكي وجود دارد تحت نام عرفان مورد توجه قرار مي گيرد.در حالي که درعرفان حلقه يك تقسيم بندي دقيق وجود دارد تا معلوم کند ما از اين عرفان چه مي خواهيم؟ کمال مي خواهيم يا قدرت؟ اگركمال بخواهيم ولي درعمل دنبال کمال نباشيم و مراد مان قدرت باشد،اين شبه عرفان يا عرفان تقلبي است. يعني اهدافش را معرفي مي كند ولي درعمل مطابق اساس نامه اش حركت نمي كند اين عرفان دروغين است!

ما دو نوع شناخت داريم :شناخت كيفي و شناخت کمي.شناخت كمي همان شناخت علوم مخلتف است اما شناخت كيفي كه پشت پرده مسائل را مورد بررسي قرار مي دهد عرفان است . بنابراين هر جا كميت هست كيفيت هم وجود دارد.رفتار وگفتار ما همان كميت است كه بعد ديگرش كيفيت است.حتي غذا خوردن و ساده ترين اعمال زندگي ما،هيچ يك از شناخت كيفي جدا نيست .عرفان مي خواهد به ما بگويد ما با چه کيفيتي داريم نگاه مي كنيم با چه كيفيتي داريم زندگي مي كنيم با چه كيفيتي عبادت مي كنيم مذهب ودينمان را با چه كيفيتي مي شناسيم ؟معرفتش كجاست؟ اگر مناسک و مراسم برگزار مي کنيم بعد معرفتي اش را کجا بررسي مي کنيم؟ در اين رهگذر تقسيم بندي هاي دقيقي و جود دارد که با کمک آن ها مي توان به تفکيک و تشخيص رسيد. آسيب شناسي كيفي وظيفه عرفان است.در حال حاضر به هر چيز ماورائي عرفان گفته مي شود وعمدتاً جنبه كمي شناخت عرضه مي شود يعني نمايش هايش مطرح است پشت صحنه اش كه كيفيت شناسي عرضه نمي شود.اگر عرضه هم شود جنبه قدرت نمايي دارد كه ماآن راعرفان قدرت مي ناميم موضع در اين خصوص مشخص است عرفان حلقه اساس نامه اي دارد كه سال ها پيش در قالب يك كتاب عرضه شده است ودر آن جا به طور مشروح موضع عرفان حلقه تبيين شده است.اگر عرفان حلقه از اين اصول تخطي کند جاي تخطئه دارد.

يکي از آسيب شناسي هاي جامعه ي ما که ضروري است در مورد آن فعاليت وسيعي انجام شود عبارت است از تعريف عرفان ، هدف از عرفان وانواع عرفان تا مردم بتوانند با ديد بهتري به پديده ها بنگرند وانتخاب کنند. اين تنها راه رسيدن به يک انتخاب صحيح است به ويژه که وارد عصري شده ايم که تبادل اطلاعات وانديشه در آن به آساني انجام مي شود و مي توان به پايگاه هاي اينترنتي مختلف متعلق به عرفان هاي متنوع مراجعه کرد. درميان انبوه شيوه ي تفکري ملاک انتخاب بايد چه باشد؟ اين يکي ازآسيب شناسي هاي است که در حيطه ي فعاليت ما قرار دارد وسعي کرده ايم ملاک هاي دقيقي در اختيار افراد قرار دهيم.

§ منظورشما از عرفان قدرت همان جادو طلسم احضارروح است؟

استادطاهري:بله !جادو،طلسم ، نفوذ درديگران، تسخير ديگران،خواندن ذهن ديگران و مانند آن مي تواند درحيطه ي عرفان قدرت تعريف شود.

§ آيا درمان هاي اعجاب انگيز هم دراين گروه مي گنجد؟

استادطاهري: درمان اعجاب انگيز به خودي خودعرفان قدرت نيست. هنگامي که ما دعا مي كنيم ويك بيمار صعب العلاج شفا پيدا مي كند ، اين شفا مي تواندخيلي اعجاب انگيز باشد؛ اما اين يك درمان كيفي است وبا مداخله كيفي در وجود فرد درمان رخ داده است نه يك مداخله كمي مثل مصرف دارو يا عمل جراحي . اين عرفان قدرت نيست .اما بايد ديد در قالب آن درمان ، قدرت نمائي هايي نيزاعمال مي شود؟ويا صرفاًاززاويه ي عرفان كمال وبه دور از قدرت درمان اتفاق مي افتد ؟پس درزمينه ي نوع درمان مباحث دقيقي مطرح مي شود كه در حال حاضر ،براي افراد جامعه ممكن است پختگي لازم را نداشته باشدو با آن بسيار خام برخورد مي شود.



§ يعني درمان جذابيتي براي عرفان هاي دروغين ايجاد نمي کند؟

استادطاهري:درمان به خودي خودخير!زيرا قرار است انسان از مشكلاتش نجات پيدا كندتا بتواند كمال را دنبال كند.در اين خصوص رحمانيت عام الهي راهگشا ست تا فرد بتواند يک گام از مشکلاتش فاصله بگيردو موضوع کمال برايش موضوعيت پيدا کند. ارتباط درمان با عرفان در چند زمينه است . يکي از آن ها همين موضوع است.

يک موضوع ديگر اين است که عرفان قصد دارد به صورت کيفي خود شناسي را به ارمغان آورد . خود شناسي ، در مان را در پي خواهد داشت ومنجربه ارتقاء ذهن وروان وجسم مي گردد.نتيجه اين فرآينددرمان است پس ارتباط درمان و عرفان دراين است كه عرفان زمينه حركتي را پديد مي آورد كه منجر به ارتقاء وجود انسان مي شود از جمله ارتقاء ذهن ،روان وجسم.

§ به همين دليل عرفان حلقه يك شاخه درماني را معرفي كرده است؟

استادطاهري:دو شاخه درماني در چارچوب عرفاني مطرح مي شود كه هر دو در خصوص درمان كيفي صحبت مي كند درمان كيفي كاملاً جدا از درمان كمي است در آن هيچ گونه معاينه اي وجودندارد ،از هيچ دارويي استفاده نمي شود و هيچ مداخله اي در بدن فرد صورت نمي گيرد .براي تقريب ذهن وقتي كسي براي سلامتي فرد بيماري دعا مي كند و فرد شفا پيدا مي کند ، به اين نحودرمان در اصطلاح مي گوييم درمان كيفي . اين نوع درمان دراعتقادات ديني ما پذيرفته شده است . اين نحو در مان در پيشينه ي اعتقادي ما تجربه شده و نتايج آن معلوم وقابل بررسي است. به اين نوع در مان مي گوييم کيفي.

در حال حاضر با توجه به عکس برداري ازمولکول هاي آب و ثبت تغييرات آن در برابر رفتار ها و گفتار هاي منفي و مثبت ، به اين نتيجه رسيده اند که شعور بر ماده موثر است. لذا با استنادات علمي توانسته اند ثابت کنند دعا بر بهبود جسم بيمار تاثير دارد .

عرفان کيهاني يا حلقه دو شاخه درماني را معرفي مي كند . يكي فرادرماني است كه در خصوص درمان مشكلات جسمي رواني وروان تني موثر است.ديگري سايمنتولوژي است كه درزمينه رفع مشكلات ذهن تئوري ها و تجارب عملي قابل توجهي دارد.

§ آيا تئوري اين دو روش درماني هم منشأ الهامي داشته است؟

استادطاهري:بله! چون ما از وجودشان خبر نداشتيم و نوعي کشف در مورد پيدايش اين ها مطرح است . اين دو شاخه ي درماني ، نظريه هاي جديد بسياري را مطرح مي كند كه مشغول تحقيق در مورد آن ها هستيم و تا کنون نيز تجارب عملي قابل توجهي به دست آمده است.

اين شاخه هاي درماني نقش جذابيت را براي مكتب عرفاني شماايفا نکرده است؟

استاد طاهري:اصولاً كمال جاذبه دارد كمال شيرين است و شادي ايجاد مي كند.يك شادي روحاني،بالاترين شادي هاست. بيشتر دانستن در خصوص موضوع كمال انسان جذابيت دارد.ما نگفتيم كه جذابيت اشكالي دارد اصولاً دنبال كردن مسير هستي جذابيت دارد.از كجا آمديم وبه كجا مي رويم جذابيت بسيار زيادي دارد.طبيعتاً ما هم دنبال اين جذابيت هستيم.شناخت مسير اليه راجعون هيچگاه خالي از لطف و ذوق وشوق نبوده است شادي و شعفي كه در اين راه بدست مي آيد با هيج خبري قابل مقايسه نيست.



بخش 4



§ شما باجرياني که اکنون پيگيري مي کنيد چه نسبتي با حکومت ديني کنوني داريد؟

§ استادطاهري: يكي از رسالت هايي كه ما براي خودمان قائليم و در چارچوب عرفان دنبال مي شود ، بحث كيفيت شناسي در عبادات است .عبادتها ، مراسم ومناسک ما يك جنبه كمي وفيزيکي دارد ويك جنبه كيفي كه همان جنبه معرفت مناسك را بررسي مي كند. براي مثال نماز يك جنبه كمي دارد . يعني تعداد ركعات ، شرايط مكان وزمان و لباس ومانند آن .اماآيا جنبه كيفي هم دارديا نه؟آيا ده نفر كه نماز مي خوانند جنبه كيفي نمازشان يكسان است؟

§ براي مثال دو کارمند هنگام ورود و خروج ساعت مي زنند.اين ساعت حضور مشخصه هايي را در کار اين افراد تعيين مي کند که همه عددي است . چند ساعت حضورداشته وچند پرونده را پي گيري کرده است . اما برخي نکات مربوط به کيفيت حضور اوست . مسايلي مانند دلسوزي ، دقت ، توجه و عشق او به کارش ، کيفي است و به ساعت حضور او مربوط نمي شود. عبادت ها كيفيت هاي متفاوت دارند.يك نفر براي رفع تكليف و ساقط شدن مسئوليت نماز مي خواند و ديگري در نمازش حس حضور دارد و عبادت اش را با عشق انجام مي دهد و بهره كيفي فوق العاده اي از عبادتش مي برد.بديهي است كيفيت بالا در عبادات ،معرفت را در پي خواهد داشت .مراسم حج براي يک جنبه تشريفات دارد که آداب و مناسک آن است . اما در پس هريک از اين آداب باطني نهفته است که تعيين مي کند اين مراسم عبادي باچه معرفتي انجام شده است . اين موضوعي در باب کيفيت شناسي است که باطن ومعرفت حج را مورد بررسي قرار مي دهد . عرفان وظيفه كيفيت شناسي را بر عهده دارد.همچنين است مراسم عبادي ماه مبارك رمضان كه اگر به آن نگاه كمي داشته باشيم هرگز به معرفت آن نخواهيم رسيد.چرا كه معرفت روزه داري در بعد كمي آن نيست .موضوع نگرش كيفي مي تواند در لحظه لحظه عمر،و در موردتك تك اعمال و رفتار،مصداق داشته باشد كه اگر به آن توجه شود ، ارتقاء و كمال را در پي خواهد داشت.در مجموع ، بازتاب فعاليت هايي كه تا كنون انجام داده ايم، نشان مي دهد در بعد كيفي تأثير مثبتي درافراد ايجادشده است.يعني به شهادت كتبي هزاران نفر،آموزهاي عرفان کيهاني حلقه درمجموع باعث ارتقاء كيفي اعمال عبادي ايشان شده است ودريك منظر كلي تر ارتقاي كيفي زندگي را به همراه داشته است چرا كه بر انگيزه اعمال،درگيري هاي دروني،ناآرامي هاي رفتاري،بيماري هاي جسمي ورواني وذهني،آثار مثبت داشته است.واضح است که هيچ فرآيندي بدون جامعه آماري و تجربه عملي قابل ادعا نيست. به ويژه که موضوع کيفي باشد.اين جامعه آماري اکنون در دست است. اگر ما قبل از عمل ادعا مي کرديم قصد داريم ارتقاي کيفي را هدف قرار دهيم ، جنبه ي شعاري پيدا مي کرد و مقبول نبود . اما امروز مقبول شده است ؛ زيرا مباحث تئوري و عملي مان پوشيده و مخفي نيست.اگر افراد بيطرفانه و به قصد تحقيق وجستجو وارد مباحث تئوري عملي عرفان حلقه شوند صحت اين ادعا ها را ، گواهي خواهند داد ومي توانند به عنوان يك تجربه موفق از آن الگو بگيرند . اکنون با اين نتيجه بخشي زمانش رسيده است مراكز فرهنگي كه رسالتشان ارتقاي كيفي است، اين تجارب را مورد بهره برداري قرار دهند. از نقاط قوت آن بهره ببرند و در مورد نقاط قوت آن تشريک مساعي و چاره جويي نمايند تا سه دهه تجربه را به کارببرند. البته اين پيشنهاد منوط به يك سلسه فعاليت هاي كارشناسي و طولاني مدت است وبا روحيه سرسر ي و سطحي نگري كه برخي از دور بنشينندوبگويند چرا عرفان حلقه؟وبدون آگاهي از جزئيات وابعادفعاليت پيش داوري وقضاوت ناآگاهانه انجام دهند،جور در نمي آيد.كار كارشناسي ايجاب مي كند كه علاقه مندان در داخل مجموعه قرار بگيرند وابتدا خودشان تجربه كنند وپرسش هاي اوليه شان را مطرح كنند و جواب بگيرند تا برسند به اين نقطه كه راه هاي ايجاد شده در اين مجموعه چيست و آسيب شناسي آن كدام است . مااستقبال مي كنيم تا به ما اجازه دهند با مجموعه هاي آماري که خودشان تعيين مي کنند ، اين آموزه ها اجرايي شود ونتايج مورد بررسي قرار گيرد. يا اين که كارشناسان خودشان را معرفي کنند تا ما ايشان را آموزش دهيم و خودشان کار تحقيقاتي و آماري را پي گيري و مديريت کنند. ما براي هرگونه همکاري آمادگي داريم . حتي براي اين که تمام تجربه مان را به ايشان انتقال دهيم و خودمان کنار بنشينيم. با اين بررسي هاي کيفي بسياري از تضاد هاي ما قابل حل و فصل شدن است.







بخش 5





§ در دنيا افرادي هستند که شبيه اين دريافت ها را داشته اند.ايا شما با ايشان ارتباط داريد؟

§ استاد طاهري: خير بنده شخصا ارتباط خاصي با متفکران و انديشمندان و صاحبان ايده هاي نو ندارم و صرفا در اين سال ها مشغول تحقيق وبررسي بر روي موضوعات عرفان کيهاني بوده ام و فرصت نداشته ام با ساير نقاط دنيا در ارتباط قرار گيرم. عرفان کيهاني مکتبي است کاملا ايراني و در دهه ي اخير تجارب عملي آن گسترش يافته و دراين سال ها نيز توسط ايرانيان به خارج از کشور انتقال يافته است و اکنون در نقاط مختلفي در جهان مشغول تجربه و آزمايش آن هستند.

§ اگر كارشناسان كانون هاي مذهبي بخواهندمباحث عرفان حلقه را به نقد و چالش بكشند شما استقبال مي كنيد؟

§ ما هميشه آمادگي داريم.متأسفانه دافعه پنهاني در برابر انديشه ها ونگرش هاي جديد وجود دارد كه مانع است . ما ادعا نمي کنيم عرفان کيهاني حرفش جديد است . زيرا پايه اي وجود دارد و ما بر مبناي آن پايه ي مشترک طرح موضوع مي کنيم. يعني پايه يک چيز است و مبنا تغيير نکرده است. گاهي اطلاق نو بودن ايجاد سوء تفاهم مي کند سبب دافعه مي شود. اين دافعه سبب مي شود کسي پا پيش نگذارد و شنونده ي بدون پيش قضاوت مطالب باشد. ما دعوت مي کنيم اگر قابل بدانند و اگر لازم بدانند لا اقل تجربه ي جديد ما را بررسي کنند در ارائه ي متون مذهبي و چارچوب هاي مذهبي براي نسل جديد که با اصطلاحات و ترمينولوژي نسل قديم ميانه اي ندارد . ما اين تجربه را طي سالهاي اخيربا موفقيت به انجام رسانده ايم كه با اين نسل چگونه هم كلام شويم.يكي از دلايلي كه نام عرفان حلقه براي اين آموزه ها برگزيده شده است ، امكان برقراري ارتباط با نسل جديد است .همان مطالب كهن با بيان نو و فرهنگي تازه وواژگاني جديد ارائه شده است تا دافعه اي را که اين نسل نسبت به دين دارد از بين ببريم . اين نسل اين آموزه ها وبينش ها را مزه مزه كند سپس به قضاوت بنشيند.ما در پيشگاه الهي مديون خواهيم ماند اگر براي نسل پس از خود ارثيه و فكري باقي نگذاريم.به نظرم اولين گام داشتن موضع بي طرفانه ومغرضانه است.نسل جديد با شعار وتظاهر ميانه اي ندارند.ما سعي كرده ايم قبل از حرف زدن،نتايج عملي را نشان بدهيم.ازپايه هاي عرفان حلقه همين است كه قبل از تئوري وارد عمل مي شوند وتجربه مي كنند البته تجربه عملي مبتني بر مباني محكم واستوار كه پس از چشيدن و اشتياق عرضه مي شود.فعاليت هاي عملي مان هم بسيار شفاف است وهيچ هدف سياسي را دنبال نمي كند.هدف آسيب شناسي فرهنگي براي ارتقاء وضعيت فرهنگي جامعه است.لذا بسيار شفاف عمل مي كنيم و در انتظار مشتاقان براي آشنايي با عرفان حلقه هستيم. جاي تعجب است که چرا نمي خواهند از تجربه ي ما در اين زمينه استفاده کنند. به نظرم اگر کسي احساس کند تجارب ما به دردش مي خورد بايد خودش بيايد سراغ ما. اگر نيايند ما اين گونه تلقي مي کنيم که خودشان مي دانند و به وجود ما نيازي ندارند.

§ من در حال حاضر با پنجاه و سه سال سن ، بخش اعظم اوقات خودم را با نسل جوان گذرانده ام ،مي تونم بگم که جذابيت هايي خارج اين مملکت وجود دارد که بيشتر ازجاذبه هاي داخلي آن ها را به سوي خود مي کشاند. لذا به محض مواجهه با چارچوب هاي سنتي ، نا خود آگاه دچاردافعه مي شود و فرار مي کند و ما فرصت پيدانمي کنيم براي او شرح دهيم هدف اديان چه بوده و اسلام قصد اجراي چه چيزي را دارد. بنابر اين الزامي نيست کسي که مي خواهد معرف اسلام باشد ، حتما ظاهرش با شکل شناخته شده ي سنتي تطابق داشته باشد. معرفي راه خدا انحصاري نيست. شايد يکي از دلايلي که جامعه از تجارب ما استقبال مي کند اين باشد که قبل از اين که حرف بزنيم ، عملش را به آنان ها نشان مي دهيم. در عرفان کيهاني ، افراد پيش از آن که با شعاري روبرو شوند ، وارد يک فرآيند عملي مي شوند.

لذا تو صيه مي کنيم از اين تجارب استفاده شود. زيرا مايل به يک فعاليت کاملا شفاف هستيم و فعاليت پنهاني نداريم. از آن جا که هيچ هدف سياسي را دنبال نمي کنيم ، هيچ موضع سياسي هم نداريم و صرفا در کار آسيب شناسي فرهنگي هستيم و هدف مان ارتقاي وضعيت فرهنگي جامعه و رشد آن است . به همين دليل به آساني دعوت همه را پاسخ مي دهيم و در انتظار طالب مشتاق هستيم تا در يک رويارويي انديشه موقتا از چار چوب هاي فکر ي خودش دست بردارد و در مباحثه شرکت کند تا معلوم شود انديشه چه مي گويد.


بخش 6

ما در معرض القای فرهنگی هستيم. تهاجم فرهنگی را می شناسیم ؛ اما القای فرهنگي قصد دارد به ما تلقین کند که ما در زمينه شناخت كيفی ، حرفي برای گفتن نداريد و بايدآن را از ديگر تمدن ها عاريت بگيرید. در حالي كه ما در زمينه شناخت كيفی تجربه قرون متمادی را در پيشينه ی خود داریم و عرفای بسیاری در اين مرز و بوم زحمات بسيار زيادي كشيده اند . امروزيكي از هدف هاي ما احياي عرفان اين مرز وبوم و پرده برداشتن از يافته هاي عرفا ي ايراني اسلامي است. اين خطري است كه ما را تهديد مي كند و نسل جديد در حال جذب جريان هايي است كه خاستگاه آن دور از اين مرز و بوم است وبه فرهنگ هاي ديگري تعلق دارد . در حالي كه هر ملتي با زبان عرفان خودش بيشتر مي تواند انس بگيرد وبهتر مي تواند ارتباط برقرار كند. اين يك خطر است که مادر حال فاصله گرفتن از چارچوب عرفان خودهستيم.

* عرفان يك مساله شخصي است من ااحساس می کنم شما داريد عرفان را اجتماعي مي كنيد اين آفت هارا پيش بيني كرده ايد؟

استادطاهري: كيفيت شناسي هم در قالب فردي مطرح است ،هم در قالب اجتماعي. یک اجتماع همان گونه كه درگير شناخت هاي كمي است لازم است با شناخت هاي كيفي هم آشنا باشد. جامعه اي كه در آن مراسم و مناسك متعدد رواج دارد و طرح های ذهنی و اندیشه های گوناگون ارائه می شود ، لازم است از بعد كيفيت شناسي نيز موضوعات را مورد توجه قرار دهد. به عبارت ديگر بايدمعرفت آن حرکات هم نيز مورد شناسايي قرار گیرد. بنابراين با تعريفي كه ما از عرفان ارائه مي دهيم ،هرگز عرفان يك مساله فرقه اي يا فردي و خصوصي تلقي نمي شود كه يك نفر با خودش خلوت كند يا چند نفر خلوت كنند ودر خلسه بروند. زيراانسان هر عملي انجام دهد بعد كيفي يا كيفيت شناسي اش همراه آن است. بنابراین موضوع كيفيت شناسي يك موضوع بشري وانساني است واز سطح فردي وخانوادگي واجتماعي تا سطح بشريت قابل طرح وبررسي است. از این رو عرفان كيهاني نگرشي انسان شمول داردوهمه اقشارمختلف جامعه در همه جاي دنيا را مخاطب قرار مي دهد وبراي همه پيام دارد.

* آن بخشي از عرفان كه تئوري است مي تواند اجتماعي باشد ولي آن بخشي كه عملي است كاملاً شخصي است واجتماعي شدنش عارضه دارد!

استاد طاهري: شايد آن بخشي را كه آن عملي مي دانيد ، هنوز به خوبی تشريح نشده است كه تصور مي شود قابل طر ح در جامعه نيست .آيا بحث خود شناسي، چه تئوري و چه عملی ، نمی تواند در جامعه بشری مطرح شود؟ آيامباحث كيفي معرفت شناسي در سطح جامعه نمي تونه مطرح بشه؟ معرفت شناسی کار بشر است! معرفت شناسي وخودشناسي در زمره ی ضروریات و وظايف همه است . چه یک فرد ، چه جامعه ! کل بشريت باید بحث خودشناسي را به صورت تئوري وعملي به كار گيرد.

اشكال از آن جايي ناشي مي شود كه عمدتا تصور می کنند عرفان موضوعی فرقه ای است. بر خلاف برخی تصورات، عرفان مسئله ای فرقه ای که افراد با هدف خاصی کارهایی را انجام می دهند، نیست. در عرفان حلقه اصلا مفهوم فرقه گرایی وجود ندارد. بلکه بررسی اندیشه مورد نظر است. تعريفي كه ما از عرفان ارائه مي دهيم ، نه تنها ارتباطی با فرقه و فرقه گرایی ندارد بلکه خط شناخت وانديشه اي را دنبال مي كند كه در عمل با فرقه گرایی منافات دارد.

* شما در بخش عرفان عملي چه دستاوردي راارائه داده اید ؟

استادطاهري: این بخش بحث وسیعی را در بر می گیرد. بخشهایی که عام است مانند تجربه درمان هاي كيفي که براي شناخت عملي هوشمندي حاكم بر جهان هستي از آن بهره می گیریم. در ادامه به بخش های خودشناسی می رسیم که تجارب وادراکات خاص خود را در بر می گیرد و محصول همه اين تجارب فردي موجب ارتقاي كيفي جامعه مي شود. می توانیم در این بخش ، کنترل ذهن را مثال بزنیم که هم برای شخص مفید است هم برای جامعه . همچنین موجب ارتقای كيفي عبادات می شود. در چارچوب مباحث عملي عرفان حلقه ،از حلقه هاي رحمانيت عام الهي استفاده مي شودومطابق قواعدي روشن به افراد كمك مي شودتا از اين فيض بهره مند شوند و شاهد تحول باشند.



* شما شخصاًبراي ديگران چه كاري انجام مي دهيدتا باعث اين تحول شود؟

* استادطاهري:اين موضوع منوط به من نيست . بلکه يك كار جمعي است وهمه كساني كه ورود پيدا كنند مي توانند در حلقه هاي رحمانيت الهي قرار بگيرند. من هم در كنار ساير افراد نقش يك معرفي كننده ونقش كسي را دارم كه به جا افتادن اين موضوع كمك مي كنم . از ويژگي هاي عرفان كيهاني اين است كه هرکس آن را تجربه می کند خود مانند معرف اش می تواند کار عملی را هم برای خود و هم برای دیگران انجام دهد . به عبارت دیگر بخش عملی عرفان کیهانی در انحصار من یا در انحصار کسی نیست.



بخش 7

* درآموزه های ما انجام عبادت وترك معصيت موجب ارتقای انسان ورسيدن انسان به كمال مي شود. شما چه سخن جدیدی اضافه کرده اید؟

استادطاهري: ترك معصیت وگناه يعني عدم حركت در جهت ضد كمال. ثواب يعني حركت در جهت كمال. سمت وسوی کمال یعنی كسب آگاهي هايي كه به فهم مسير كمال كمك مي كند. این ها همان موضوعاتی است که هم به صورت عملي هم تئوري، در عرفان كيهاني مطرح می شود . در واقع اگرانسان ها متوجه شوند كه بيهوده آفريده نشده اند حضورشان در دنيا براي فهم نقشه الهي است وندانند رسالتشان در هستي این است که باید در جهت کمال خودشان ودیگرانسان ها کاری انجام دهند . بنا بر این ثواب و گناه ، تعریف عملی پیدا می کند. یعنی انجام عبادات و واجبات و ترک معصیت ها باید منجر به نتیجه ی عملی مثبت شود.

§ پس عرفان كيهاني چيزي به اين دستورالعمل اضافه نمي كند ؟

استادطاهري: به چارچوب مذهب كه اصول را مطرح مي كند چيزي قابل اضافه کردن نیست . زیرا همه اصول ها مطرح شده است . وقتی گفته مي شود ثواب یا گناه ، تعریف آ ن ها مطرح شده است و کسی نمی تواند این تعريف را تغییر دهد . اما جزئیات و نحوه ی تحقق آن چه ثواب گفته می شود ، چگونگی و جهت تحقق آن در عرفان مطرح می شود.

§ يعني مذهب كافي نيست؟

استادطاهري : مذهب اصول را عنوان مي كند . چگونگي پياده شدن آن و اصول كيفيت سنجي اش به عرفان نياز دارد. به صرف اين كه ما بگوييم شيعه كافي نيست. بايد ديد كه شيعه در قرن بيست ويكم ، چه مباحث تئوري ودستاوردهاي عملي دارد که می تواند ارائه دهد؟

بخش 8

به نظر مي رسد اغلب افراد به خاطر درمان جذب مي شوند!

استادطاهري: ممکن است عده ای به خاطر بهره بردن از بخش درمانی به این جریان نزدیک شوند . اما پس از آشنایی با هوشمندی حاکم بر جهان هستی و شعور الهی ، جذب معرفت جريان مي شوند . اما عده ی زیادی هستند که محقق اند و با انگيزه تحقيق وبررسي در بعدمعرفت شناسي به این جريان نزديك شده اند و به نتايج خوبي هم دست يافتند. درمجموع اكثريت افراد ، قریب هشتاد درصد افرادی که جذب شده اند، از افراد تحصيل كرده هستندكه تعداد قابل توجهي نيز از متخصصان رشته هاي مختلف دینی ، عرفانی و قرآنی هستند.

بخش 9

§ اين كه شما مي فرماييد عرفان كيهاني انسان شمول است به اين معني است كه شما هم مطابق اصطلاح رايج به صلح كل بودن عارف اعتقاد داريد؟

استادطاهري: مفهوم صلح کل ، به این معنی نیست . حق و باطل همیشه بوده و هست . هر کس بخواهد کاری در جهت حق انجام دهد ، باطل مانع وسد ایجاد می کند . این طور نیست که گفته شود با باطل هم آشتی می کنیم و با آن کنار می آییم . منظور از صلحي كه در عرفان مطرح مي شود حل تضادهاي دروني است. يكي از مشكلات بشر تضادهاي دروني اوست. اگر بخواهیم مقام صالح را تعریف کنیم ، باید بگوییم صالح كسي است كه به صلح رسیده باشد. صلح نسبت به خدا،صلح نسبت به هستي صلح نسبت به خود وصلح با ديگران. صلح نسبت به خدا يعني حل تضادهايي كه انسان درون خود نسبت به خدا دارد ويكي از مهم ترين اهداف اديان معرفی خدا ، ایجاد صلح ورفع تضاد نسبت به خدا بوده است . یکی از بزرگترین مشکلات ما تضادی است که با خود داریم. صلح با خوديعني رفع دوگانگي هاي دروني وتضاد با خود. صلح با ديگران به معني قبول كليت ديگران ورسيدن به شرايطي كه تقابل ديگران با ما باعث آزار وصدمه به ما نشود . باید بشر را در کلیت خودش همین گونه که هست بپذیریم . یعنی به موقعيتي مي رسيم كه مفهوم صلح در درون ما نهادينه مي شود وتمامي تضادهاي دروني مان پاسخ پيدا مي كند ، نه اين كه بيرون از خودمان با حق و باطل به يك مصالحه وآشتي برسيم . هدف این است که درون ما از نابسامانی نجات یابد و به سامان برسد وازمشکلات درون کاسته شود. پس منظور از صلح كل بودن عارف اين است وهرگز به این معنی نیست که موضع حق و باطل در یک مرتبه قرار می گیرد .

§ بزرگترين مانع شما درراهارائه ی تفكرتان چيست؟

استادطاهري: بزرگترين مشكل فقدان شرايط رویارویی اندیشه است. يعني نشستن وگفتگو وتبادل انديشه وانتقال تجربه وارزيابي هاي بي طرفانه ، تا بدانیم چه چیزی به درد جامعه مي خورد ، تاآن را به كار بندیم . يعني شخصيت ها ومراجع ذي صلاح هر كدام در حيطه ی مسؤليتشان ، بررسی بي طرفانه ای انجام دهند بر روی تجربه ای که اکنون در ایران جریان دارد و عده ای هر روز آن را تجربه می کنند وآمار ، بازده خوبی را نشان می دهد . چنین شرایطی ایده آل ومطلوب است .

بخش 10

این جریان بدون حضور شما چه خواهد بود؟

استاد طاهري: اين جريان مستقل ازوجود من است . عده ي زيادي با آن آشنا هستند. هر روز خودشان تجربه مي كنند به ديگران هم امكان اين تجربه رامي دهند خودشان دريافت هايشان را ارزيابي مي كنندوآن هايي را كه مثبت تشخيص مي دهند پي گيري مي كنند وآنهايي را كه مثبت تشخيص ندهند پي گيري نمي كنند .اين مسأله الان مستقل از وجود من است .به نظرمي رسد معرفي لازم از سوي من انجام شده است واين جريان با ارزيابي هاي دروني خود افراد وارزيابي هاي بيروني پيش مي رود.

§ دغدغه شما براي سرعت و گسترش اين آگاهي وتجربه ها چيست ؟

استادطاهري: من وظيفه خودم را انجام داده ام ومعرفي اوليه به انجام رسيده است. دغدغه خاطری هم ندارم .آن چه بايد معرفي مي شد ، در حدي كه وظيفه من باشد ، انجام شده است و دغدغه خاطري نيست!

§ يعني به نظرتان اگر شما حذف شوید اين جريان ادامه پيدا مي كند؟

استادطاهري: فكر مي كنم بله!زيراهم جزء روح جمعي شده است وهم عده ی بسيار زيادي با آن آشنا شده اند.

§ آشنايي اين جمع وهمراهي اشان چقدر مربوط به ارادتي است كه به شخص شما دارند؟

استادطاهري: ارادت زماني پيش مي آيد كه افراد بيايند ماجرايي را آزمایش کنند و به صحت آن پي ببرند. بعد از اين كه به صحتش پي بردندمتوجه شدند شما امانتداري كرده ايد وانتقال تجربه با رعايت اصول امانتداريش اتقاق افتاده است . این گونه احترام حاصل می شود . تصور نمي كنم قبل از اين كه كسي چيزي ببیند ، كوركورانه و چشم بسته از كسي خوشش بيايدوانديشه هاي اورا بپذيرد . اصلاًچنين اتقاقي محال است.

§ طريقت بدون پير معنی ندارد. مريدهاي شما هم همين نگرش را دارند؟

استادطاهري: اصلاًعرفان کیهانی یا حلقه ، به دور از جریان مريدومراد بازي است. مرید و مراد بازی يك تشريفات است وجنبه ی فرقه گرايي دارد . يك اصل وجود دارد که به آن اصل اصالت انديشه است . می گوییم:" انديشه مهم است نه صاحب انديشه . " یا به عبارت دیگر : " پرواز را به خاطر بسپار ،پرنده مردني است ! "در عرفان حلقه افراد ياد مي گيرند به طور مستقل انديشه را بررسي كنند وهمه كساني كه با عرفان حلقه آشنا شده اند ، به خوبي مي دانند کارشان تفكروتفحص نسبت به انديشه است. اگر به دردشان خورد به كار گيرند واگر نه پرنده مردني است ونباید جذب پرنده شوند . اکنون نیز خوشبختانه اين جریان فرهنگی مستقل از من است . تئوری ها و تجارب مطرح شده است و در حال حا ضرتوسط افراد پيش برده مي شود و بود ونبودمن تأثيري در اصل جريان ندارد. کما این که من درحال حاضر من فعاليت چنداني ندارم ولي نقدوبررسي اين چارچوب درجامه در حال انجام است . یک چارچوب فکری است كه به پيش مي رود . اگر منظور یک نظارت باشد ، موضوع متفاوت خواهد بود . درهر حال شرایط کنونی نشان می دهد برای پیش رفت این جریان به وجود من نیازی نیست . یک تفكرراه خودش را باز مي كند ومثل آبي كه سرازير مي شود خودش راه خودش را پيد ا مي كند وپيش مي رود . اين قانون است كه يك انديشه مطرح شود وموردنقد وبررسي قرار گيردوسپس افراد انتخاب كنند كه مورد بهره برداري قرار دهند يا آن راطرد كنند. درطول تاريخ خيلي تفكرات كاملاً از بين رفته اند . خيلي نظريه ها در زمينه علم يا ايدئولوژي كاملاً ازبين رفته اند. خيلي تفكرات هم راهش را پيدا کرده وادامه حيات داده است ،درحاليكه افراد وصاحب آن انديشه ها مرده اند ولي فكرشان ادامه پيدا كرده است. پس وجود خود آن افراد پس از آن كه انديشه كارايي خود را نشان داد ضروري نيست .



§ ما اجازه ی انتشار این مصاحبه راداریم؟



استاد طاهری : ما هیچ چیز مخفی نداریم. حتما اطلاع دارید CD کلاس های ما در دست همه ی دوستانی است که در مجموعه هستند و کسانی که در مجموعه نیستند . اشکالی هم ندارد CD این گفتگو هم در دست همه باشد. البته من نمی دانستم شما قرار است چه کنید. ما هر زمان ، هر کس سوالی داشته باشد که واقعا جنبه ی تحقیق و بررسی داشته باشد آمادگی پاسخ داریم.

بخش 11

§ فرمودید تفکر وجریان عرفان حلقه الهامی است. منشاء این الهام کجاست؟

استاد طاهری : آن چه بشر دارد ، از علم الهی بهره برده است . خودش چیزی ندارد. هرچه می گیرد از علم الهی می گیرد ونمی داند از کجا به این علوم دسترسی پیدا کرده است . یک شاعر ، هنگام یکه شعر می گی نمی داند آن را از کجا گرفته است . فقط می داند که خودش آن را نساخته است. وقتی برای یک آهنگساز یا یک متفکردر یک لحظه جرقه ی ذهنی ایجاد می شود و اطلاعات وسیعی را در آن لحظه می گیرد ، خودش به منبع آن واقف نیست . پس ما با یک فضای الهامی روبرو هستیم. فضایی که انسان می تواند در آن نفوذ کند و الهامی را دریافت کند. تمام داشته های بشر ریشه اش در الهام یا علم الهی است . بشر از خود چیزی نداشته و ندارد . پایه ی علوم الهام است.

§ مگر اين مختص پيغمبران نيست ؟

استادطاهري: آن وحي است! يك دريافت عام داريم كه همه انسان ها حتي گفته مي شود زنبور عسل و همه در معرض يك دريافت عام هستند . يك دريافت هم خاص است که مبٌرا از اشتباه وسوسه ها ست . برای مأموريت خاص است وكاملاً بحث جدایی دارد. اما درالهام امكان اشتباه وجود دارد . امکان دارد یک الهام شيطاني باشد. همان گونه که ممكن است الهام رحماني باشد. تفکیک این دو از هم ملاك تشخيص مي خواهد . موضوع بحث ما دریافت ها ی عام است که همه ی انسان ها در معرض آن قرار دارند . خود شما تا كنون الهام نگرفته ايد ؟اصلاً انساني نداريم كه نگرفته باشد . پس الهام ، عام است وهمه در معرض آن قرار دارند ، یک بخش هم خاصاست که موضوعش کاملا جدا از بحث ماست.

§ مقایسه ای کردید میان الهام عمومی و وحی پیامبران . در پیامبران ، برخی مبعوث شدند برای خانواده شان ، بعضی برای جمعیت بیشتری . آیا در الهام هم همین مراتب وجود دارد؟

استاد طاهری : وحی را تفکیک کردیم به عنوان خاص . یعنی برای ماموریت خاص . در الهام هر کس می تواند بگوید :"به دلم افتاد!" ، " به ذهنم رسید!" کسی نمی پرسد از کجا به ذهنت رسید؟این تعریف الهام است . حال این که به ذهن رسیده است می تواند صحیح باشد یا اشتباه. پس نیاز دارد مورد بررسی قرار گیرد. شاید به کار آید. اما باید لحظه به لحظه نظارت دقیقی بر آن باشد.

§ با چه ملاک هایی؟

استاد طاهری : این ملاک ها در مباحث عرفان حلقه وجود دارد. با تعریف عرفان كمال وعرفان قدرت و تطابق با جنود الله وجنود شيطان و مطابقت آن با شريعت وعقل وحجت قلبي و علم ، ملاک هایی را به دست می دهد . اعتبار الهام را معلوم مي كند که آیا این الهام کمال می آورد یا قدرت؟ همچنین تطابق آن با جنودالله يعني آرامش واميد وشوق و شعف روحانی وجنود شیطان يعني اضطراب ويأس ونگراني و احساس تنهایی ، ملاك های عملی و روشنی به دست می دهد .

§ وقتي كسي الهامات خودش را مي خواهد به جامعه ارائه بدهد نبايد از جايي تائيد شود؟

استادطاهري: شما مي بينيد يك فيلم ساخته مي شود پانصد نفر نقدش مي كنند واز اين نقد كردن نكاتي را فرا مي گيرند. فرض کنید هر گونه الهامي در جامه مطرح شود؛این جامعه است که از نقد كردن آن درس مي گيرد . چه اين جامعه ديني باشد ، چه جامعه ی علمي . به این ترتیب جامعه می فهمد الهام شیطانی چيست و الهام رحماني كدام است . اما اگر مطرح نشود جامعه از كجا بدانند كدام الهام رحماني است وكدام يك شيطاني؟ بنابراين طرح الهامات ، طرح انديشه هاوفلسفه ها به رشد فكري جامعه كمك مي كند. وقتی اندیشه ای به آسانی در جامعه طرح و بررسی می شود ، همه از نوع قضاوت ها در موردآن مطلع می شوند . اما اگر تبادل انديشه وارائه الهام ها را مهار كنيم يا بخش را سانسور كنيم دچار آفت هاي ديگري خواهيم شد . هر اندیشه ای حتی کاذب ، در خفا جنبه حقانيت به خود مي گيرد . همين كه اعلام كند من نمي توانم بيايم مواضع ام را آزادانه بيان كنم به نوعي خودش را محق جلوه خواهد داد. لذا آفت مخفی شدن افكار وانديشه ها خيلي خيلي بيشتر از آن است كه علنی به بحث و بررسی گذاشته شود و بتواند از مواضع خود دفاع کند و منتقدين آن را به نقدوچالش بكشند .

§ خودشما تا كنون الهامات غلط داشته ايد؟

استاد طاهري: آن چارچوبي كه من دريافت كرده ام به طور كامل مكتوب شده است ومورد بحث وبرسي كارشناساني قرار گرفته است . خودمن نيز بحث هاي را با كارشناسان مختلف در زمينه قرآن وعرفان داشته و دارم . تا اين لحظه مغايرتي ،تضادي ،تناقضي درآن چارچوب پيدا نكرده ايم . درواقع خود من به شخصه علاقمند هستم بدانم كم وكيف اين چارچوب چگونه است . خود من هر لحظه آماده ام افراد در مورد همین گفته ها چیزی به من بیآموزد. هر کس سوال یا نکته ای به ذهنش می رسد وارد بحث و بررسی شود تا ببینیم چه اشکالی می تواند وجود داشته باشد. تا کنون ما به تناقض آشکاری برخورد نکرده ایم. اگر برخورد می كرديم بدانید این اندازه امانت داری و شجاعت وجود دارد که اعلام كنيم اين اشکال وجود دراد . اکنون با آن چه کنیم؟ یک خروجی و جود دارد که در اختیار همه قرار دارد . ما همه را به نقدوبررسي آن دعوت مي كنيم . تصور مي كنم از این آزادانه تر نتوان حرکت کرد .ازهمه دعوت می کنیم و هیچ ادعایی نداریم، اما همه را دعمت م یکنیم بیاییدبه ما یاد دهید! بیایید انتقاد و گفتگو کنید!

§ یعنی شما بين خودتان وديگر افراد تفاوتي قائل هستيد؟

استادطاهري: به هیچ عنوان ! اكنون اين اتقاق افتاده است و توضيح وتشريح آن مهم نيست . اكنون كه چارچوبي وجود دارد بايد انرژي ذهني مان را صرف این کنیم که ببينيم آیا می توانیم از اين چارچوب استفاده اي ببریم یا نه ؟ اندیشه مهم است نه صاحب اندیشه . بنابراين روي خود انديشه بررسي مي كنيم . با فرد چه کاری داریم که انرژی مان را صرف یک فرد کنیم که چرا این فرد پیدا کرده است؟ چه اتفاقي افتاده ؟چرا شما پیدا کردید؟ اگر هر كس ديگري پيد امي كرد ،همين سوال مطرح بود .كه چرا او پيدا كرده است . بالاخره يكي بايد پيدا مي كرد. حال این قرعه فال به نام من بيچاره زدند!
بخش 12

§ تا آن جا که م یدانم در کلاس های عرفان شما شهريه هایی دريافت مي شود. اين تناقص نيست كساني كه مي خواهند معرفت كسب كنندمجبور مي شوند هزينه اي پرداخت كنند؟

§ استادطاهري: به هيچ عنوان! همه آموزش ها در همه جاي دنيا محتاج صرف هزينه است. فضاي آموزشي ،امكانات آموزشي هزينه مي خواهد. اگر قرار باشد همه اين ها متعلق به مجموعه فرهنگي باشد، هزينه سرسام آوري مي خواهد. اما در صورت رايگان بودن هجوم افرا د غير قابل كنترل مي شود. افرادي كه براي كنجكاوي یا به عنوان مستمع آزاد یا به منظورهاي مختلف مي آيند ، امكان آموزش و رويارويي و مواجهه ی دانشجو ومدرس را از بین می برد. اين یک اشكال عمده است كه بايد فيلتر ايجاد شود و فقط خريدار این مطالب راه پیدا کند . تمايل ما این بوده و هست که این مطاع فرهنگي را به خريدارش عرضه كنيم . درحالی که سياهي لشكر مانع این عرضه می شود. نکته ی دیگر این که وقتی يك امكان آموزشي رايگان دراختيار افراد قرار داده شود ، همه كساني كه از آن امكانات استفاده مي كنند ونیز كساني كه از دور به مساله نگاه مي كنند فوراً به ذهنشان مي آيد كه بودجه اين آموزش ازكجا تأمين مي شود . بلافاصله هم به ذهن شان خطور می کند که باید هزینه ی آن از خارج كشور تأمين شود و هزاران فكر ديگري كه همه فكرها ،فكرهاي خطرناك وغلطي است. همه لازم است بدانند براي ياد گرفتن بايد طالب باشند و هزينه صرف كنند . در این صورت مي توان ملاكي داشت كه كساني كه آمده اندوعلاقمند هستند در واقع طالب واقعي بودند يا خير. با توجه به اين كه این افراد صرف شهريه كردند معلوم مي شود كه طالب بودند وعلي رغم اين كه صرف هزينه كردند طرفداري مي كنند وطرفداري شان ، طرفداري آگاهانه است .

§ دریافت شهریه علل دیگری هم دارد . یکی این که آموزش رايگان جدي تلقي نمي شود افراد غيبت مي كنند و هر طور كه مي خواهند رفتارمي كنند. اما با پرداخت هزينه جلوي بي نظمي گر فته مي شود . دريافت شهريه سبب مي شود دانشجو به جديت با مدرس روبه رو می شود واز مدرس جواب بخواهد وبه سادگي قانع نشود. امٌا اگر شهريه پرداخت نكرده باشد ، نمي تواند دندان اسب پيش كش را بشمارد. اگر فرد جواب سؤالش را نگيرد ، مدرس حق دارد بگويد چه ازجان من مي خواهي حقي به من پرداخت نشده است كه در مقابلش تكليفي داشته باشم . اما هنگامي كه اصول رعايت شود ، هم مدرس از دانشجو مطالبه دارد وهم برعكس. تأخير وغيبت وكم توجهي وسرسري گرفتن ها پيش نمي آيد. يك دهه قبل كلاس هاي من رايگان بود وعواقبي داشت. اگرامروز شهريه دريافت مي شود، بر اساس تجربه هاي گذشته است . براي مثال در سال ها يي كه كلاس ها رايگان بود فردي مراجعه كرد وگفت ، شما به چه انگيزه اي به فرزند من درس مي دهيد؟! دیگری مراجعه كرد که شما با چه انگيزه اي همسر مرا آموزش مي دهيد ؟! چه انتظاري داريد كه مجاني كلاس مي گذاريد؟ هيچ مربي و مدرسي نمي تواند به اين پرسش ها پاسخ بدهد. اما هنگامي در خواست کردید عكس وكپي شناسنامه ارائه کنند وشهريه بپردازند وفرم درخواست تکمیل کنند ، جلوي هر گونه شبهه اي گرفته مي شود . چون در پاسخ به هر اعتراضي خواهیم گفت ، وی در خواست کتبی داده ، شهريه پرداخت کرده است . بنابر این او متقاضی است و ما به دنبال او نرفته ایم . بنابر این هنگام یکه ما مراحل ثبت نام را قرار دادیم ، بسیاری از مشکلات ما حل شد ؛از جمله كنترل جمعيتي كه مشتاق حضور دركلاس ها هستند. اگر فيلتر شهريه نبود ، جمعيت غير قابل كنترل مانع فعاليت مي شد.

Reviews

There are no reviews yet. Be the first one to write a review.
PEOPLE ALSO FOUND
Community Audio
by Mohammad Ali Taheri
25,845
0
1
( 1 reviews )
Community Audio
by Mohammad Ali Taheri
6,973
0
0
Community Audio
by Mohammad Ali Taheri
8,918
0
0
Community Audio
7,821
0
0
Community Audio
by Mohammad Ali Taheri
7,839
0
0
Community Audio
by Mohammad Ali Taheri
9,407
0
0
Community Audio
by Mohammad Ali Taheri
8,691
0
0
Community Audio
5,247
1
0
Community Audio
by DONNACHAT
2
0
0